در دولت دوم احمدینژاد چه گذشت؟

این مباحث یک حقیقت اساسی را تصدیق می کند: با توجه به اینکه برجام در آستانه فروپاشی است، در صورتی ادامه وضعیت کنونی، اکنون هیچ مانع اساسی میان ایران و سلاح هسته ای قرار ندارد و این یک شکست بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود – شکستی که بیشتر به پای دونالد ترامپ نوشته شود- و از دولت بایدن کاری برای جلوگیری از هسته ای شدن ایران بر نمی آید.

یک حمله نظامی هیچ کاری برای نجات توافق یا بازدارندگی ایران از ساخت بمب انجام نمی دهد -آن هم مشروط به این که واقعا چنین اهدافی در کار باشد. این وضعیت، موفقیت حملات نظامی ایالات متحده یا اسرائیل را تضمین نمی کند، حملاتی که بزرگ، پرهزینه و در نهایت ناکام خواهد بود.

با اجرای برجام، شرایط اقتصادی و سیاسی کشور نیز بهتر شد و مردم نیز تلاش کردند با شرکت حداکثری در انتخابات مجلس، به دولت کمک کنند. در جنگ اقتصادی ایران هیچ آتش بسی وجود نداشته است. نکته پایانی در پاین اشاره به این نکته مفید خواهد بود که در سال ۲۰۰۹ «راب گوریک»، رابط دیپلماتیک آمریکایی که نامش توسط ویکیلیکس فاش شد و توسط مشاور سیاسی – اقتصادی واشنگتن در سفارتشان به باکو فرستاده شده بود، علایق اسرائیل را به خوبی خلاصه میکند: «روابط اسرائیل با آذربایجان قویاً بر اساس منفعتطلبی و بها دادن به اولویت هاست.

اینکه امروز آذربایجان زیر بار توافق آتشبس نمیرود و میخواهد جنگ را تا رسیدن به یک نقطه مطلوب نظر خود ادامه دهد، درست است که تا حدود متأثر از طرحهای دولت ترکیه است، اما برتری نظامی هم در این زمینه بیتأثیر نیست.

به گفته محمدرضا باهنر نایبرئیس وقت مجلس، در این ماجرا احمدینژاد قصد استعفا داشت اما در نهایت به این نتیجه رسید که بهتر است به کار خود ادامه دهد. تنها دقایقی بعد از اعلام همین خبر بود که «ند پرایس»، سخنگوی وزارت خارجه امریکا، در توئیتی نوشت: «تا تهران به تعهدات هستهای خود در چهارچوب توافق برجام برنگردد، تحریمهای ایران را لغو نکرده و نخواهیم کرد.» او در ادامه طرح مواضع ادعایی خود هدف از این کار را باز کردن راه کشورهای ثالث برای شرکت در پروژههای ایمنسازی و جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای ایران دانست.

اینکه در فاصله تنفس فعلی با مدتزمان نامعلوم این خبر اعلام شده است، نیز میتواند به این خاطر باشد که دولت ایالات متحده قصد دارد درحالیکه تیمهای مذاکرهکننده در پایتختها هستند و قطعا ایرانیها نیز مشغول بررسی گزینهها و انتخابهای خود هستند، علامتی مثبت ارسال کند تا شاید انگیزه بیشتری برای حرکت به سمت احیای برجام و بازگشت به تعهدات به همه و بهویژه به ایران بدهد.

گراهام در انتقاد خودش میگوید که دونالد ترامپ توضیحی درباره هدف نهاییاش از اجرای سیاست فشار حداکثری ارائه نکرده است. سرانجام، تحت فشارهای زیاد افکار عمومی علی­الخصوص در جهان عرب نسبت به تناقض رفتار اوباما با سخنرانی سال 2009 در قاهره، اوباما در تاریخ 19 می 2011 طی سخنانی در وزارت خارجه، موضع خودش در قبال تحولات منطقه را اظهار کرد؛ اولین مثال آن نیز تونس بود.

البته عارف این روزها از اصلاحطلبان دلگیر است که حق هم دارد، نخست از سال 92 که به سبب حمایت از روحانی مجبور به انصراف شد و سپس انتخابات ریاست مجلس که رقابت را به لاریجانی واگذار کرد و آن طور که انتظار داشت از سوی اعضای لیست امید حمایت نشد و در نهایت هم اصولگرایانی که در لیست امید بودند مسیر دیگری غیر از سایر اعضای این لیست انتخاب کردند.

این مسئله از آن منظر حائز اهمیت است که به یاد داشته باشیم “رفتاریهای تقویت شونده تکرار میشوند. ” نقض تعهدات آمریکا در دوره اوباما و عدم پاسخگویی مناسب ایران، طرف غربی را به نقض بیشتر توافق تشویق کرد، اما اگر تهران در همان گام نخست به نقض طرف غربی پاسخ مناسب داده بود، شرایط از کنترل خارج نمیشد و واشنگتن میدانست که هر اقدام نامناسب دارای تبعات است.

در قانون اساسی تصریح نشده که بزرگترین فراکسیون را باید چه زمانی معرفی کرد؛ بلکه به ذکر این عبارت بسنده شده که «رئیس جمهور موظف است حداکثر 15 روز بعد از مسئولیت، فرد معرفی شده از سوی بزرگترین فراکسیون را به عنوان نخستوزیر معرفی کند.» اما عرف سیاسی عراق این بود که در جلسه نخست، بزرگترین فراکسیون معرفی میشد.

جورجی برو، تحلیلگر مسائل بین الملل، با انتشار یادداشتی در پایگاه تحلیلی رسپانسیبل استیتکرفت با عنوان «موشک های پیشرفته توافق هسته ای ایران را احیا نخواهند کرد» ضمن رد کارایی گزینه نظامی در این زمینه استدلال کرده که تنها دیپلماسی قادر به حل این مسئله خواهد بود. دولت باکو از بابت لجستیک و تجهیزات نظامی در جنگ خیال آسودهای دارد؛ لذا هیچ نگرانی و ملاحظهای نسبت به تداوم جنگ ندارد.

زیرا، تاکید به نقش پاکستان در مصالحه با طالبان، ممکن است به حل موضوع افغانستان از منظر پاکستان منجر شود؛ چیزی که برای هند، به شدت نگرانکننده است. هر چه باشد، این سهم و نقش به نفع ملتهای دو کشور و همچنین منطقه قفقاز جنوبی نیست و جز تخریب و بیثباتی و ناامنی چیز دیگری به دنبال نمیآورد.

در قوانین آلمان برای وزارت خارجه این کشور نقش هماهنگکننده در نظر گرفته شد و سایر وزرای کابینه فقط با اجازه وزارت خارجه میتوانند اقدام به مذاکره برای عقد توافقات و معاهدات کنند. مکس بوت در یادداشت خود به این نتیجه رسیده که اکنون ترجیح داده می شود «با یک ایران هسته ای زندگی کنیم» تا اینکه اجازه دهیم اوضاع تا حد حمله نظامی و جنگ همه جانبه بالقوه پیش برود.

شاید هم، هرنوع بی ثباتی در این کشورها مترادف دورانی است که در آن دیوارهای کمونیسم در کشورهای اروپای شرقی همچون مهرههای دومینو یکی پس از دیگری افتادند تا سرانجام نوبت به خود مسکو رسید.

استراتژیستهای لیبرال اروپایی به خوبی میدانستند گرچه آمریکا متحد راهبردی این اتحادیه است؛ اما در صورتی که به این اقدام واشنگتن واکنش مناسب نشان ندهند، دولت ترامپ تشویق شده و تعرفههای بیشتری علیه اتحادیه اروپا در راه خواهد بود. اما این استدلال قانع کننده ای نیست. همان زمان هم چند نماینده مجلس دهم به من نامه نوشتند که یکی از مسئولیتهای وزارت نفت را بر عهده بگیرم اما من دوست داشتم در کنار دکتر ستاری بمانم، چون به فضای اختراعات و فناوری علاقه دارم.