وقت سفارت نروژ – وقت ویزا نروژ – وقت فوری سفارت نروژ

روزی تلفن سفارت که همیشه قطع بود، زنگ زد. در آنجا بهترین بیمارستانها و جراحان را داریم و ترتیبی میدهیم که این کار به خوبی انجام گیرد. از آن گذشته، کارمندان بسیار خوبی در آنجا جمع شده بودند. بعد از آن باید یک حساب کاربری ایجاد کنید. اگر از رتبه قبولی دانشگاه اطلاعات و امنیت ملی اطلاعات کمی دارید ، کلیک کنید.

  • تلفن وزارت خانه در تهران : ۰۲۱۶۶۷۰۱۰۶۱
  • آدرس وزارت خانه در تهران : خیابان نوفل لوشاتو
  • اصل شناسنامه
  • فرم درخواست ویزا
  • واچر هتل در کانادا
  • آدرس وزارت خانه در تهران : میدان جهاد – خ جهانمهر
  • نام وزارت خانه در تهران : وزارت امور خارجه
  • فرمهای درخواست ویزای تضمینی کانادا

در ابتدا نمیپذیرفتند و میگفتند اگر بمیرد خونش به گردن شماست که جواب دادم فدای سر جوانان ایرانی که در جبههها میجنگند. از جان و زندگی و همه چیز خود در راه خدمت به کشور مایه گذاشته بودیم و چنین رفتاری داشتند، اگر کوچکترین نقطه سیاه یا مبهمی در کارنامه سیاسی و اداری ما مییافتند چه میکردند؟

دو فرزند دارم. دخترم نسیم آرشیتکت است و با همسر و دو فرزندش (آناهید و آرمیتی) در تهران زندگی میکند. در فرودگاه مهرآباد به همت و لطف جناب آقای دعایی استقبال باشکوه و پرشوری به عمل آمد و سالن مخصوص را که برای هیأتی بلندپایه از آلمان که همان شب به تهران میرسید آماده کرده بودند، به ما اختصاص دادند.

صورتم را که حلقههای گل زخمی و خونین کرده بود پاک میکردم که آقای دعایی دستم را گرفتند و از لابهلای جمعیت به گوشهای از سالن بردند. در این مدت، در هوای گرم و نمناک بغداد، موریانه همه چیز را در فضای بسته از بین برده و تپههایی از گل برجا گذاشته بود. حال عجیبی داشتم. چشمانم باز بود ولی چیزی را درست نمیدیدم.

جانسون روز دوشنبه شکایت نامهای را علیه دونالد ترامپ تنظیم کرد و نوشت: من خیلی زود احساس کردم به من بی حرمتی شده است؛ زیرا انتظار چنین چیزی را نداشتم و چنین چیزی را هم نمیخواستم. از مبلمان و تابلوها و فرشها چیزی سالم نمانده بود و فقط توانستیم مقداری ظرف و وسایل آشپزخانه و لاشه اتومبیل همسرم را که در این دو سال زیر آفتاب و باران مانده بود، با شیشههای شکسته و بدنه زنگزده و صندلهای ترکخورده به سفارت بیاوریم.

پیش از رفتن این عده به ایران، به کارمندان اجازه داده شد اموال و اثاث منازلشان را به سفارت منتقل کنند. ظاهراً همه چیز برای مبادله آماده بود و وزارت خارجه عراق اعلام آمادگی میکرد که همزمان با عزیمت اعضای سفارت عراق در تهران با هواپیما، به کارمندان سفارت ایران در بغداد اجازه پرواز بدهد، ولی ما شروطی داشتیم و بر آنها پافشاری میکردیم. سیزده نفر با بخشی از اموال متعلق به سفارت و اموال به جا مانده از کارمندانی که قبلاً به ایران بازگشته بودند با قطار به ترکیه فرستاده شدند و پس از رسیدن آنها به خاک ترکیه به کاردار عراق در تهران اجازه پرواز داده شد.

رئیسی در نشست خبری خود پس از پیروزی در رقابتها گفته بود: «همانطور که بارها گفتم مستقل به میدان آمدم و برای تشکیل دولت، خود را در مقابل خدا مسئول میدانم و در مقابل ملت وامدار خواهم بود و برای تشکیل دولت به انقلابیبودن، کارآمدبودن و فسادستیزی توجه خواهم داشت.

درست هم بود. ما کمترین اعتمادی به آنها نداشتیم و این نکته را به وزارت خارجه عراق و سفیر ترکیه در بغداد که نقش میانجی را داشت و دلش با ما بود بیپرده میگفتیم. ظاهرا این تیم بر این باور است که سیاست مهار چهل سال پیش علیه اتحاد جماهیر شوروی موثر بود و نتایج مطلوبی را علیه چین به همراه خواهد داشت.

روزی آقای هنجنی سرپرست سابق امور مالی سفارت که او را مأمور پیگیری موضوع کرده بودم، آمد و گفت نمیدانید چه آشی برای ما پختهاند؛ نه تنها از تشویق و پاداش و پرداخت خسارت اموال و فوقالعاده جنگی خبری نیست، بلکه ما را به خاطر اسیر بودن و دوری از زن و فرزند مجازات کردهاند و ترتیبی دادهاند که حتی یک دهم حقوق رسمی هم به دستمان نرسد.

آقای هنجنی گفت وقتی به این تصمیمات عجیب و خندهآور اعتراض کردم و گفتم چون دست همکاران خالی است لااقل قسمتی از مطالبات را به صورت علیالحساب بپردازید تا مقامات بالاتر تکلیف را روشن کنند، پاسخ دادند معذوریم چون مطالبات گذشته در حساب دیون دولت وارد شده و پرداخت آنها مستلزم تأمین اعتبار است و شاید یکی دو سال طول بکشد. بالاخره در مرداد ۱۳۶۲ دوست عزیزم آقای محمدعلی فریپور سرپرست سابق مدارس ایرانی در عراق که روزهای سختی را با هم گذرانده بودیم به عنوان کاردار جدید همراه چند کارمند جوان وارد بغداد شد.

آقای امیرعبداللهیان در این سفر دو روزه با مقامات عمان و قطر درخصوص موضوعات مختلف دوجانبه و منطقهای گفتگو و تبادل نظر کرد. گزارشهای امیدبخش در ابتدای کار دولت رئیسی باعث عصبانیت برخی شد و آنها را خیلی زود دست به کار کرد تا بلکه مانع ایجاد امید در جامعه شوند.

به نظر من الان کاملاً روشن است که ترامپ خیلی نمیتواند در بلندمدت و حتی میانمدت به این فشارها به این شکلی که الان هست، ادامه دهد. همسر رنجدیدهام در میان بستگان ایستاده بود و سر به زیر و آرام اشک میریخت، با دو کودک در کنارش: دخترم نسیم که هفت ساله شده بود و علی پسر سه سالهام که تا آن لحظه نه خودش را دیده بودم نه حتی عکسش را.

پس از گذشت تقریباً دو سال، سه ساعت وقت داده بودند به محل سابق زندگیمان سر بزنیم. به هر حال پس از چهل روز ناگزیر شروط ما را پذیرفتند و کار آنطور که میخواستیم انجام گرفت. رابعاً میگویند حقوق مأموریت شما به ارز خارجی پرداخت نخواهد شد بلکه به ریال پرداخت میشود، آن هم بر مبنای هر دلار هفت تومان نه به نرخ روز.

خوشبختانه چه معاون وزیر و مدیرکل در آن بخش و چه رئیس اداره، انسانهای نیکنفسی بودند و وضع مرا درک میکردند. به گزارش بخش بین المللی سایت خبرمهم، البته اینکه خیلیها در ایران در انتظار پیروزی بایدن و حل مشکلات بعد از این پیروزی هستند.